تبلیغات
آرامگاه عشق - عاشق تنها...
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

پر پرواز...قاصدکی تا دیار معرفت

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

غروبا میونه هفته بر سر قبر یه عاشق

یه جوون میاد میذاره گلهای سرخ و شقایق

بی صدا میشکنه بغضش روی قبر دلدار

اشک میریزه از چشماش مثل بارون وقت دیدار

زیر لب با گریه میگه مهربونم بی وفایی

رفتی و نیستی ببینی چه جگر سوزه جدایی

اخه من تورو میخواستم اون نجیب خوب و پاک

اون صدای مهربون نه سکوت سرد خاک

تو که ریشه کردی با من توی خاک بی قراری

تو که گفتی با جدایی هیچ میونه ای نداری

داغ رفتنت عزیزم خط کشید رو بودن من

رفتیو دیگه فایده نداره ناله ضجه شیون

نمیخوام بی تو بمونم بی تو زندگی حرومه

تو که پیشه من نباشی همه چی برام تمومه

عاشق خسته و تنها سر گذاشت رو خاک نمناک

گفت جگر گوشه عشقو دادمش دست تو ای خاک

اون جوون داغ دیده با دلی شکسته از غم

بوسه زد رو خاک یارو دور شد آهسته کم کم

ولی چند قدم که دور شد دوباره گریه رو سر داد

روشو برگردوند و داد زد به خدا نمیری از یاد

...

آن شب که شد زندگی ما آغاز؛آغاز شد افسانه این سوز و گداز

دادند به ما دلی گفتند بسوز؛دیدند که سوختیم گفتند بساز
!!!





نوشته شده توسط :Rasool19
سه شنبه 5 مهر 1390-04:13 ق.ظ











دریافت همین آهنگ