تبلیغات
آرامگاه عشق - به یاد یاسمین(نسیم)...
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

پر پرواز...قاصدکی تا دیار معرفت

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

فردا...

نوشته شده توسط نسیم در تاریخ جمعه سی ام شهریور 1386 و ساعت 0:13




زورقی بشکسته بودم پای در موج بلا


عشق تو من را ز طوفان بلا کرد رها


آتش عشق تو سوزاند تمام هستی ام


هستیم نیست شد و هست شد نیستی ام



چه بیهوده کاریست نشستن و گفتن، ثانیه ها را به خدمت واژه ها گرفتن و صفحه ی سیاه زندگی را با قلمی سپید خط خطی کردن...

من هنوز رفتن را نمی شناسم، حتی یک قدم هم بر تن جاده نساییده ام.

من هنوز نه پروانه ها را می شناسم ،نه کبوتران را و نه گرگ های بییبان..من اینجایم

نه به آبی ترین آسمان رسیده ام و نه به بی رنگ ترین دریاها...

من هنوز در بند واژه هایم..هر چه می گویم مرا بیشتر به عذاب رهایی مبتلا می سازند

فکر می کنم بیش از این هم گفته ام که خواهم رفت!!

غروب است!! یک غروب آرام و دلتنگ.امروز هم تمام شدو من هنوز در اینجایم

وبر تن سیاه صفحه خطوط دلتنگیم را می نگارم

ولی نه، فردا! فردا بی تردید خواهم رفت

می روم به اوج، می روم تا نهایت عشق .

شاید آنجا مکانی را بیابم تا در آن لحظه ای به آن آرامشِ جاودانه برسم

به آن گم شده ای که سال هاست در جست و جویش کوچه پس کوچه های دلتنگی را طی کرده ام

با دو بالِ شکسته پر خواهم زد و هم چون پرستوهای مهاجر به شهر زیبای عشق پر خواهم کشید

آری اینک منم با کوله باری از خاطرات تلخ و شیرین و با امید به فردایی که شاید هرگز نیاید

این منم و زیر لب می گویم :

فردا خواهم رفت




این مطلب از وبلاگ خودشه که البته الان  بسته شده.یادش گرامی






نوشته شده توسط :Rasool19
یکشنبه 1 آبان 1390-12:36 ق.ظ











دریافت همین آهنگ