تبلیغات
آرامگاه عشق - شمع
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

پر پرواز...قاصدکی تا دیار معرفت

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

تا سحر ای شمع بر بالین من


امشب از بهر خدا بیدار باش


سایه غم ناگهان بر دل نشست


رحم کن امشب مرا غمخوار باش


کام امیدم بخون آغشته شد


تیرهای غم چنان بر دل نشست


کاندرین دریای مست زندگی


کشتی امید من بر گل نشست


آه ، ای یاران به فریادم رسید


ورنه مرگ امشب به فریادم رسد


ترسم آن شیرین تر از جانم ز راه


چون به دام مرگ افتادم ، رسد


گریه و فریاد بس کن شمع من


بر دل ریشم نمک، دیگر مپاش


قصه بیتابی دل پیش من


بیش از این دیگر مگو خاموش باش


جز تو ام ای مونس شب های تار


در جهان ، دیگر مرا یاری نماند


زآن همه یاران بجز دیدار مرگ


با کسی امید دیداری نماند


همدم من، مونس من، شمع من


جز توام در این جهان غمخوار کو؟


وندرین صحرای وحشت زای مرگ


وای بر من ، وای بر من،یار کو؟


اندرین زندان ، امشب شمع من


دست خواهم شستن ازاین زندگی


تا که فردا همچو شیران بشکنند


ملتم زنجیر های بندگی !


نوشته شده توسط :Rasool19
چهارشنبه 2 آذر 1390-10:27 ب.ظ











دریافت همین آهنگ