تبلیغات
آرامگاه عشق - عشق معنا شد...
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

پر پرواز...قاصدکی تا دیار معرفت

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

مادر گفت عشق یعنی فرزند.... پدر گفت عشق یعنی همسر

.... دخترک گفت عشق یعنی عروسک.... معلم گفت عشق یعنی بچه ها.

....خسرو گفت عشق یعنی شیرین.

....شیرین گفت عشق یعنی خسرو.

..... فرهاد گفت: …. ؟ فرهاد هیچ نگفت.

.... فرهاد نگاهش را به آسمان برد

....باچشمانی بارانی. میخواست فریاد بزند اما سکوت کرد‌

....میخواست شکایت کند اما نکرد. نفسش دیگر بالا نمی آمد

.... سرش را پایین آورد و رفت! هر چند که باران نمی گذاشت جلوی پایش را ببیند!

ولی او نایستاد. سکوت کرد و فقط رفت.

.... چون میدانست او نباید بماند. و عشق معنا شد

...



نوشته شده توسط :Rasool19
جمعه 5 اسفند 1390-02:25 ق.ظ











دریافت همین آهنگ